تبليغاتX
دختری از جنس بلو ر
عشق چون گنجی است در قلبی نها ن لا یقی با ید که بسپا ری به ان
بیاخط بکش برسکوت دلم..

بیا بغض این ابرراپاره کن
بیا یک سفرپابه پایم بیا..

سکوت دلم رابیاچاره کن
بیا خسته ام ازشب وگریه ها..

ازاین قصه تلخ وبی انتها
بیا خط بکش برسکوت دلم..

هنوزفرصتی هست اما بیا
رهاکن سکوتی راکه بین ماست..

بیا لحظه لحظه منوتازه کن
که من زنده میشم به لبخندتو..

بیا عشقتو با دل اندازه کن
بیا عاشقم باش وباوربکن..

که با توکسی غصه هاموندید
بیا...بیا اخراین ترانه رسبد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
اسمان ..ای اسمان ..خورشید جادویت کجاست....؟؟


ابی گسترده رقص پرستویت چه شد....؟؟


نم نم یک ریز باران در دلم غوغا کند


ناز زیبای نگاهت..عطر شب بویت چه شد....؟؟

 

ای کاش غزل درد مرا می فهمید....یک لحظه رخ زرد مرا می فهمید....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
دیگر امیدی نیست، ابر غم می بارد....اسمان هم گویا ، غصه دردل دارد
اسمان می گرید، گریه اش بی همتاست....باید این باران رابرزمین بسپارد
می رسد تابرخاک ، قطره های باران... بذرغم رایکسر دردلم می کارد
جاده ای ناهموار، روبه رویم باقی است....قاصدک هم برما، این خبر می ارد
اشک مهتاب از غم، همچنان می ریزد....اسمان هم گویی غصه دردل دارد

افرین به غم...!!که جز نگاه من..سربه جای دیگری نمی زند........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
ازایینه پرسیدم..! بی اومی گذرد..پاسخ شنیدم...بی تو
نمی گذرد..! توبگوشاعر!گاه سرودن عشق..زمانی که پروانه
روح...گرد شمع وجود می گرددوعطردوست ...تو را مست
می خواهد...چگونه می توان به جنون هر لحظه
لگام بست!؟کسی به سکوت من پاسخ نخواهد داد.!
به من بگو چه ترسی پشت سایه های
دلت کمین کرده است که این گونه درهراسی
از طرح تازه زدن.خطر کردن.پریدن وبازهم تغییر کردن
کدام من...تو رااز خلق لحظه های ناب دزدیده است..!چرا تکرار می شوی..امروز.. .
روز دیگرشو.حرف تازه شو..نگاه ناب شو....دردلم خبری است.دیری است می دانم
که مرا دردلت می شنوی.؟پیغام روح همیشه اشناست...بی تاب تر از انم که خط به
خط.طرح حضور را رسم کنم.دست هایم می لرزد..!به فرمان دل می نویسم ودلم انگار
به راه می رودوهرجا که می رود من را می کشاند..
بی انکه دلواپس ویرانی این تن خاک خورده باشد.....
می دانم که بی تونمی گذرد.این روزها پی درپی درحال
عبور.قصه تورا نمی  توانند با خودببرند .طعم سبز
حضورت به یاد ماندی است.......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
اه..صبر.صبر.نغمه هایم در دل ساکت منتظرم.هیچ تردیدی برای یافتن تواز
سرعتم نمی کاهد.می دانم اکنون سرنوشت من زیربارانی که منتظرم نوشته خواهد شد
ابرها دوردست ها نشسته اند.به زودی ازراه می رسند وبی درنگ می بارند
پس تا ان هنگام. ان لحظه سیراب شدن.صبر می کنم.با عطش می سازم تا
از راه برسند ابرهایی معطربه بوی باران عاشقی.در این فاصله انتظار.سوزش صبر
دردانتظار.انچه درمسیر عشق است درمانم می کند .چقدر سخت است  صدای دلنشین
باران را هجی کردن.من قدم های مشتاق معشوقم با ناله های بم وزیرعاشق شب زنده دار
بی قرارومنتظر....

انتظار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
پاییز امده به استقبال این روزها.....نشسته ام در اتاق کوچکم
که با دست های کوه د وسلام فاصله دارد..!درخت های این حوالی
به عطسه های پاییزخیلی حساس هستند....! درخت پشت پنجره را جا گذاشتم
در روزهای دور...! نمی توانست کنار بیاید با این روزگار مرتفع....!با تنهایی وسکوت...
می بینی در این ارتفاع زندگی به کجای جغرافیای باور رسیده ام....به خودم می گویم
بی خیال نوشتن...!عزیزم...اگر من بی خیال تو بشوم.!! اگر تو خودت را از من دریغ کنی.!
وبی خیالت بشوم.!!( حتی در ظاهر.!!) اگر واگر...!!واگر هزار تا اگردیگر جا خوش
کند در زندگی..هیچ اتفاقی نمی افتد برای درخت های این حوالی..که به عطسه های پاییز
حساس هستند..فقط من فرسوده می شوم.... در اتاق کوچکم....فقط یک حسرت دردل من می ماند
فقط یک داغ دردل من می ماند...فقط مرگ سلام می کند به یک لحظه....
تو که می دانی من تورا چقدر دوستت دارم....
تو که می دانی من تورا ترجیح داده ام به همه چیز....بگذریم عزیزم...!!
بی شک تو بی من هم خواهی زیست...اما من می دانم بی تو نتوانم زیست.....

اینجا اسمان ابری است..انجا را نمی دانم..اینجا شده پاییز
انجا را نمی دانم..اینجا فقط رنگ است..انجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است..انجا را نمی دانم..

الهی تب کنم

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
من وجودم همه ازعشق توسرشار..من کویری هستم در پی قطره ابی از نور...کوله بارم
پردرد....ودرونم بی درد....وخروش نفسم از همه درد....من نمی دانستم که شقایق زیباست
وهزار می خواند وغروب ...از شوق دیدار طلوع سر تسلیم به روز می ارد...
ونسیم شب را به نوازشگر دست های هوا می سپارد....من اگر تلخم واگر افسرده
به تو می اندیشم.....به تو که روح وجودت شوق پرواز به من خواهد داد...
به تو می اندیشم....به وجودت.....به فراق دل زخم خورده خود من اگر سردم
وگر تب دارم....به تو می اندیشم ....پشت دروازه شهرکه به تدبیر دوعالم زیباست
انتظارم سخت است وپر از ساعت تنهایی و غم.....به تو می اندیشم....

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
صدای شکستن قلبم را می شنوم وخرد شدن غرورم وشانه هایم را زیر بارغم
حس می کنم.نه صبر برای تحمل کردن ونه حتی نیرویی برای فریاد زدن دارم.خسته ام
خسته  از دنیا...دیری است به شوق دیدارت خواب را برچشم های خسته ام
حرام کرده ام..از این پس شب ها را می خوابم شاید از روی وفاداری خواب
اشفته مرا سروسامانی دهی.هر صبح کنار حوضچه خاطره ها می نشینم وانتظار
امدنت را فریاد می زنم.غروب ها غریبی ام را به اوج می رساند..در غروب غم انگیز
چشمانم اشک حسرت می ریزم..چگونه از تو غافل شوم وقتی که همیشه در یاد منی
تنها امیدمن همین قلم ودفتر است.دفتری که از سنگینی بار غم کلماتی که بردوشش گذاشتم
خسته وقلمی که از سرزنش پی درپی دستم دلگیر است..نمی دانم با کدامین
دل نوشته هایم دلت برایم می سوزد...وبا کدامین بیت از شعرهایم نظاره گرم
می شوی..یا با کدامین قطره اشکم به رحم می ایی..ولی انقدر می سرایم وانقدر
اشک می ریزم ..تااخرین لحظه مرگم امیدم را ازدست نخواهم داد....


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
انتهای همه جاده ها به چشمان من می رسند که مسافت انتظار
را بی پروا پیموده ام....زمین چقدر مهربان است وقتی که تو بران قدم
می گذاری واسمان ابی ترین نقطه دنیاست وقتی که تو به ان نگاه می کنی
ای عشق.....شب های تنهایی اگر دلت هوای خانه ابری ام کرد
نشانه ان را از ستاره ها بپرس.که همه شب راتا سحر بیدارم.....


دلتنگ دلتنگم....بی تاب بی تابم....بیدار بیدارم...
امشب نمی خوابم.....از تو چه پنهان خواب تورا دیدم...
از ترس بیداری با گریه خندیدم....از تو چه پنهان پروانه دلگیره...!
دلتنگ دلتنگم.....بی تاب بی تابم.....بیدار بیدارم....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
من تمام سعی خودم را کردم تا به او بگویم دوستش دارم  ولی.....
این روز ها نشسته ام در چارچوب سکوت وبی پروایی امانم را می برد ازدرون...
این روز ها که رواندازبهانه روی حرف هایم کشیده ام....من روزگار
را برای خودم این طورتعریف می کنم : نسیمی می اید ازلحظه های دور..من خودم را
فراموش می کنم..دلبسته می شوم..او می فهمد..مهربانی می کند..مهربانی می کند.!
ودر یک لحظه حساس که دلبستگی جا خوش می کند در تاروپودلحظه های من
اوفرارمی کند از حقیقت..ازدلتنگی ومن پیش می روم تا مرزنابودی نابهنگام
من از دست این اکنون پر از بی تابی..از این ترک کردن  ها..خرد شده ام
این بغض ناخوش احوال حتما دلیل دارد..این شعر ها دست از سرم برنمی دارد
هرگز..می دانم که از امروز تا همیشه شاعرتر می شوم..می دانم که دیگر
باران می شود همسایه دیوار به دیوار بالشم...می دانم که سکوت می شود
موسیقی ممتد روزها و لحظه هایم...(بهتر است این "می شود ها" را"شده"کنم)
اما اشکالی ندارد..البته اشکال دارد ولی کاری از دست من و چشم های خیسم
بر نمی اید..من هر روز خودم را با این اندیشه ها هزار بار زخمی می کنم
دلم بی صبرانه گرفته است.چرا.؟مستحق چه گناهی هستم.!!به گناه بی گناهی
یا عذاب با وفایی.! من هستم و دلتنگی وچشم های گریانم که خود رابه کنج سکوت می کشانم
من خیلی دوستش دارم..... و......و.....دارم.....تا همیشه دنیا.....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
در حصار زمان..با قلب شکسته ام..زیر هجوم وحشت بی کسی..انتظاری نفس گیر
تاب و تحملم را ربوده...بغضی سنگین در سینه دارم..که با بهانه گیری های
کودکانه اش مدارا سخت است...خدایا چقدر سخت است خواستن ولی نرسیدن
چقدر سخت است...چه روزهای درازی است روزگار اشک و اه...در کوچه پس
کوچه های بی قراری..در این تنهایی غروب های دلتنگی وانتظار اشک هایم گونه هایم
را بی پاسخ گذاشته و سکوت...اغاز فریاد است....واهنگ لحظه های
سرد وسخت برگیتارعمرم اهنگ پریشانی می نوازد....اه ای شقایق دلتنگ.چقدر اه کشیدم
گریه می کنم با اشکام..واشک هایم گونه هایم را بی پاسخ گذاشته....

دیده خبر می دهد از دل بارانی ام
داغ کدامین خطا خورده به پیشانی ام!؟
یکسره بارانی ام یکسره طوفانی ام
نقش دوصد خاطره امده مهمانی ام
قطره باران عشق نوش دل تشنه ام
اشک دوچشمان من می شود ارزانی ام

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
امروز چیزی جز دلتنگی روی دلم سنگینی نمی کند.چیزی جز
چشمهای گریان...چیزی جز غباری غم...چیزی جزواژه ها...خیلی
وقت است که چیزی جز دلتنگی سراغم نمی اید...و من با این همه
دلتنگی فقط تورا دارم....اشک های گرمم گونه های سردم را
گرما می بخشد...کوله بار دلتنگی هایم را به دوش کشیده ام و
می خواهم انرا برای تو باز کنم.هر چند می دانم.....!!!
ولی تنها روزنه ای که به روی قلبم باز است.روزنه ای است رو به تو
حالا .....همین حالا می خواهم از ته دلم،.از اعماق وجودم تورا
صدا کنم...زبانم بند امده و باواژه های بی صدا،.با زبان دلم با
تو حرف می زنم و تو را صدا می کنم..دفترم را اورده بودم
که بر سطرهای سفیدش با تو حرف بزنم و برایت بنویسم و
حالا وقتی که دلم بی صدا حرف هایش را با تو در میان گذاشت
می بینم ورق های دفترم ازقطره های شبنم دلم خیس شده اند.حالا دیگر
واژه های مرکبی را نمی شود خواند.حال فقط حرف های بی صدا و
به زبان نیامده ام را دارم.بغضی سنگین در سینه دارم و چقدرسخت است
سکوتی که با خفه کردن بلندترین فریادها ایجاد شود.بازم این دل دلتنگنه.....

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط گل مینای تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
((ازتهران به وبلاگ من خوش اومدید))

اسمان رحمی کن !
دل بارانی تو
شیشه نازک احساس مرا می شکند
شاخه ها از اشکت
همه گریان شده اند
برگ ها می پرسند:
((این کدامین غزل است
که تو را
عاشق و مجنون کرده ست؟))
تو ولی می باری
شیشه نازک احساس مرا می کوبی
اسمان رحم نکردی بر ما..........



نوشته های پیشین
شهریور 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
مر د تنها
چه خوش می اید اینجا بوی غم
چه خوش می اید اینجا بوی غم(2)
یادگاری انسوی هستی...میناز
بی سرزمین تر از باد
همرازعشق
نو ید
خورشید شب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان